الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

187

تفسير مجمع البيان (فارسى)

را قوام زندگى و كسب‌هاى مردم قرار داد . كلمهء « قيام » مصدر است . گويى مقصود اين است كه مردم مسلمان با نصب كعبه در ميانشان ، قيام ميكنند و امر معيشت و احوال آنها بدينوسيله اصلاح مىشود زيرا در زيارت كعبه ، تجارت آنها سامان مىگيرد و از انواع خير و بركت ، برخوردار ميشوند . سعيد بن جبير گويد : هر كس به زيارت اين خانه آيد و طالب خير دنيا و آخرت باشد ، نصيبش مىشود . همين مضمون از امام صادق ( ع ) نيز روايت شده است . ابن عباس گويد : يعنى خداوند ، كعبه را وسيلهء امنيت و رفاه مردم قرار داده است و اگر كعبه نبود ، مردم دچار فنا و هلاكت مىشدند . مردم جاهليت ، خانهء خدا را محل امن و امان مىشناختند . اگر كسى قاتل پدر و پسر خود را در حرم مىيافت ، او را نمىكشت . عطا گويد منظور اين است كه اگر مردم يك سال ، حج را ترك كنند ، ممكن است به هلاكت برسند . على بن ابراهيم از ائمهء اهل بيت ، روايت كرده است كه : « مادامى كه كعبه ، مورد توجه حجاج باشد ، مردم هلاك نميشوند اما همين كه كعبه ويران و حج ترك شد ، هلاك ميشوند . » وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ : و همچنين ماه حرام . چهار ماه حرام است : يكى از آنها ( ماه رجب ) تنها و سه ماه ديگر پى در پى هستند ( ذى القعده و ذى الحجه و محرم ) علت اينكه : آنها را يكى شمرده ، اين است كه « شهر حرام » جنس است . از لحاظ نحوى عطف است بر مفعول اول . وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ : در اينباره در اول سوره ( آيه 2 ) گفتگو كرده‌ايم . علت اينكه در اينجا هدى ( قربانى ) و قلائد ( قربانيهاى قلاده دار ) را نيز در رديف كعبه و و ماه حرام ، وسيلهء قوام زندگى مردم معرفى مىكند ، اين است كه : اينها هم قسمتى از اعمال حج هستند و بنا بر اين به شؤون خانهء خدا بستگى دارند . مردم جاهليت ، در ماه‌هاى حرام ، جنگ نميكردند ، شمشيرها و سلاحهاى جنگى را به گوشه‌اى مىانداختند و با خيال راحت به تامين وسائل زندگى خود مى -